دختر کار اموز
1- محیط کاری ما تشکیل شده از پارتیشن های مکعبی شکل.یکی از مشخصات این همکارای امریکایی ما اینه که تو هر کدوم از مکعباشون که می ری به در و دیوار اتاقشون عکس چیزها و یا اشخاصی زدند که دوست دارند از عکس زن و دوست دختر و بچه تا عکس ماشین و چیزهای دیگه که دوست دارند خلاصه مثه یه نمایشگاه از زندگی شخصیشون می مونه..
2- تابستان امسال دختر کار اموزی مشغول به کار در گروه ما شد که در یک چیز زبانزد خاص و عام شد و اون هم اخلاق نیکو و روابط اجتماعی بالا بصورتیکه از دربان شرکت تا مدیران بالا اونو دست دارند. معمولا کسی از مهندسای شرکت با کارگرای تمیزکاری شرکت صحبت نمی کنند ولی این دختر اینقدر متواضع و مودب هست هر وقت مستخدم شرکت می بینه چند دقیقه ای به خوش وبش باش می پردازه ...
3- بغیر از اخلاق خوب، این دختر بسیار تیز هوش و کاری هست و خیلی سریع چیزها را یاد می گیره. خلاصه مجموعه این عوامل سبب شدکه این همکار نیجیریه ای ما براش لابی کنه و مدیران بالایی متقاعد کرد که این دختر بعد از اتمام دوره کار آموزیش بصورت پاره وقت در ایام کلاس های درسی به کار خودش ادامه بده...
4- یه بار رفتم به مکعبش و یک صلیب رو دیدم که به دیوارش اویزون کرده به شوخی بش گفتم اینجا رو کلیسا کردی...لبخندی زد و گفت اینو برای یاداوری اینجا گذاشتم. گفتم اون پلاک جیپ دیگه چیه؟ گفت جیپ ماشین مورد علاقه منه و هر وقت پولدار بشم می خوام یکی بخرم. گفتم هیچ می دونی مصرف سوختش بالاس گفت آره ولی خوب من خوشم میاد. پرسیدم عکس این پسره کیه که داره یه دختری رو بوس می کنه. گفت اون دوست پسر منه و او دختر هم من هستم!
5- چند وقت بعد که باش صحبت می کردم با هیجان گفت یه چیزی می خوام بت بگم! گفتم چی؟ گفت با دوست پسرم رفتیم تو یه رستوران دیشب و بم پیشنهاد ازدواج داد، ما با هم نامزد شدیم!
¤ نوشته شده در ساعت ٧:٥٠ ق.ظ توسط علی اکبر مسلمی
۱۳٩٠/٥/۱٠
نکاتی از کار جدید
1- نکته اول اینه که براشون مهمه که استخدامی های جدید ایده های جدید دارند و بشون بها می دن. معتقدند که اونهایی که چند سالی تو شرکت موندن دیگه همه چیز براشون عادی و یکنواخت شده و خلاقیتوشون کم می شه اینه که به ایده های جدید اهمیت می دن.
2- از اول تابستون یک کار اموز وارد گروه ما شده و من از توجهی که به این کار اموز می شه واقعا تعجب کردم. ایشون در همه جلسات حضور داره، چند تا پروژه داره و یه بار یه پبشنهادی در مورد یک مجصول داد که خیلی مورد تشویق قرار گرفت. یاد زمان کاراموزی خودم افتادم که هیچ کس ما رو پشم هم به حساب نمی اورد!
3- دو هفته ای در یک دوره کلاس آموزشی بودم که معلم کلاس یک انگلیسی بود که انگلیسی رو با لهجه زیبا و قابل فهمی صحبت می کرد. تو کلاس چند نفر از کشورهای مختلف مثه کلمبیا، برزیل، مکزیک،...بودند که خوب انگلیسی صحبت نمی کردند. یه بار یکیشون وسط ارایه تو کلاس چند بار مکس کرد فکر کرد و شروع به صحبت کرد و چند بار این اتفاق افتاد که باعث شرمندگی اون شخص شد. وقتی که نشست هر کسی بش یه آفرین یا بارک الهی گفت که باعث دلداریش بشه. معلممون شروع به صحبت کرد و گفت بچه ها نمی دونید که صحبت کردن به یه زبان دیگه چقدر سخته و ما باید این بچه ها رو خیلی تشویق کنیم که دارن به یه زبان دیگری صحبت می کنن. من از رفتار معلم و بچه های کلاس خیلی خوشم اومد...
4- یک نیجریه ای و یک تگزاسی جز حلقه دوستان نزدیکم شده اند. با هم گپ می زنیم و رستوران شرکت می ریم و شوخی می کنیم و درد دل می کنیم. همکار تگزاسی ما یک سالی هست که وارد این شرکت شده و این دوست نیجریه ای راه و چاهو بش نشون می ده. چند هفته پیش بصورت ناگهانی تگزاسیه ارتقا گرفت و شد رییس در حالیکه این دوست نیجریه ای تجربه و سابقش بیشتر هست. خیلی ناراحت بود و بام درد دل می کرد که این چه وضعی هست و از این حرفا....بش دل داری می دادم و می گفتم که حالا نگران نباش چون اون که رییس شده مسولیتش هم زیاد تر شده و تو هم یه روزی به حقت می رسی. ظاهرا هر جا که بری به هر حال بی عدالتی رو می بینی.
5- صحبت از جنس مخالف و همکارای خانم یکی از موضوعاتی هست که شاید روزی نباشه سر میز غذا و یا سایر مواقع بین این دوستان ما برای شوخی و خنده به میان نیاد. ظاهرا هر جای دنیا که بری این موضوع داغی برای صحبت و تفریح می باشد چه تو ایران و چه تو اینجا....
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٤٩ ق.ظ توسط علی اکبر مسلمی
